خرید بک لینک
عاشقانه هایم برای تو...November Third 2018"به نام آیدا"دو سال پیش وقتی موقع فوت کردن کیک تولدت زمزمه وار گفتم که شاید . . .یادته؟و امسال . . .از موقعیکه شناختمت تو تموم این سالها با خودم عهد بستم که این روز خاص رو، روزیکه برای ما متولد شدی کنارت باشم، حتی عصا به دست در شرقی ترین جای آسیا.گفتن اینکه چقدر دوست دارم هنوز نه برام از روی عادته و نه هنوز ذره ای ازش کم شدهفقط گذر زمان بیشتر من رو به این باور رسوند که تو همون قلب بزرگی هستی که پا داره و بیرون از سینه من برای موندن ما میتپه.حضورت کنارم ت

برچسب: نویسنده: پرنیا بختیاری تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 14:40

به نام "آغاز" چندین و چند 18ام را از دست داده ام برای نوشتن منی که نوشتن برای روزهای خاص زندگی ام یکی از اولویت هایم بود!!! همه چیز فرق کرده است در این چند ماه تاریخمان میلادی شده درختمان کریسمس شده سال نویمان تنها یک ساعت خاص دارد 00:00 و . . . هیچ چیز مثل سابق نیست جز . . . فقط من و توییم که همانها مانده ایم در این بلبشوی احساسی در این خستگیهای گاه و بیگاه در این شبهای طولانی و سرد در این . . . بانوی من بابت تمام این روزها و لحظه ها و عشق بی دریغ این

برچسب: نویسنده: پرنیا بختیاری تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 14:40

به وقت " April 16 2019" برای همه ی نبودن هام، برای همه ی خستگی هات، برای همه ی بی توجهی هام، برای همه ی زحمتهایی که میکشی و فکر میکنی دیده نمیشه، برای همه ی پایه بودن هات، برای حمل ظرف غذا در سرما برای مراقبت از من، برای عشق دادن به تافی زمان نبودنم، برای قابل افتخار بودنت، برای شعورت، برای فهمت، برای دل مهربونت، برای دلتنگی هایی که داری میکشی و به لب نمیاری، برای دل نگرانت، برای استرسی که داری و در خودت فروش میبری، برای لباسهایی که با تمام سنگینیش میبری و

برچسب: نویسنده: پرنیا بختیاری تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 14:40

"به نام ۱۲ سالگی" ۱۲سال گذشت ازمیدان هفت تیر ۵ سال گذشت ازباغ لیان تو چقدر مثل هیچکس نبودی، نیستی، نباش تو چقدر مثل خودت بودی، هستی، بمان هر سالی که گذشت آبستن حادثه ای بود، امسال هم و سالهای بعد هم این ماییم که آبستن کننده حادثه ایم نوشتی ما سامورایی هستیم درست نوشتی ما، هستیم ما سر درد میگیریم از بی حادثه ای ما دنبال دردسریم ولی از نوع پیشرفت دهندش، قوی کنندش، حال خوب کنندش ما باهم هست که قوی میشیم ما بی هم خسته ایم حالمون از بیهم بودنمون بد میشه بی تو

برچسب: نویسنده: پرنیا بختیاری تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 14:40

به نام "مجمع النازم" دوباره مینویسم! نه به این خاطر که گلگی ات را خوانده ام از ننوشتنم! نه! که بعد از اینهمه سال از خودم به من مشرف تری که اگر نخواهم نمیشود! پس دوباره مینویسم! خودخواسته! حال جسمی خوبی ندارم اگر زیاد بیدار بمانم سرفه میکنم و بیدار میشوی ساعت ۶:۴۲ صبح روز دوشنبه است در آخرین روزهای سال 2019 چند ساعت بیشتر نخوابیده ام سمت چپ صورتم درد میکند از بس که چرکین است! تیمار دارم بودی مثل همیشه پر از عشق و مهر و نگرانی تو نه تنها همچنان همان قلب بزرگ

برچسب: نویسنده: پرنیا بختیاری تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 14:40

"به نام 99" فقط چند ساعت مونده تا تموم شدن ۹۸! ۹۸ی که برای هر کی یه جور گذشت! شاید ما دیگه تو قالب گذروندن ۹۸ نباشیم و باید کم کم عادت کنم که برای تموم شدن سالهای میلادی بنویسم ولی . . . هنوز حال و هوای عید و چیدن سفره هفت سین با دستای تو و دلتنگیهای موقع لحظه تحویل سال، چیزهایی هستن که برمون میگردونن به وقتاییکه مزشون تا هنوز زیر زبونمونه و این روزا یادآوریشون حالمون رو بهتر میکنه. ۹۸ هم داره تموم میشه! ۹۸ی که برای ما قشنگ داره تموم میشه.

برچسب: نویسنده: پرنیا بختیاری تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 14:40

از اونجاییکه محرومیت هیجانی دارم نمیتونم تا به وقتش نرسیده اندازه ای که میخوام شادی کنم و اندازه ای که هستم نشون بدم شادیمو ولی . . . چه حال عجیبی دارم/داریم آیدا چقدر باید خوب باشم/باشیم آیدا چقدر باید محکم باشم/باشیم آیدا چقدر باید مسئولیت پذیر تر باشم/باشیم آیدا اون نی نی کوچولویی که هر ماه یه میوه میشه تو ناتالت و تو مامانشی، من باباشم. همین تک کلمه کافیه که برم تو اوج لذت و از شادی بهم بریزم و اشک بشم و خنده.

برچسب: نویسنده: پرنیا بختیاری تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 14:40

امروز اولین روز شهریوریست که متفاوت ترین شهریورهاست امروز شروع بهترین ماهی از ماست که متفاوت ترینش است امروز شروع ماهیست که «ما» در آن یکعدد بیشتر شده امروز شهریور ۹۹ است، مصادف با ۲۲ آگوست ۲۰۲۰ مای دو نفره در آستانه پایان ۶ سالگی سقف مشترکمان و آغاز ۱۴ سالگی خودمانیم و همچنین، منتظر ثمره ارتباط قشنگمان که تو آبستن آنی. همین، شهریور امسآ را متفاوت ترین شهریورها کرده. تو هنوز و‌همچنان همسر عزیز منی ولی .

برچسب: نویسنده: پرنیا بختیاری تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 14:40

سالهای زیادی را دو نفره جشن گرفتیم و سالهایی را نیز هم سه نفره! حتی یکسال را بی هم گذراندیم! و اما امسال و سالهای بعد را . . . پیچک درونت، امسال همراه جشن سالگرد ۱۴ام ماست. ۱۴ سال است که افتخار همراهیت را دارم. ۱۴ سال! میدانی یعنی چه؟ یعنی ۱۴ نوروز یعنی ۱۴ تا ۳۶۵ روز و‌ چند روز هم شاید اضافه تر! یعنی خیلی زیاد، خیلی. تو را ۱۴ سال تمام زندگی کرده ام، نفس کشیدم، عاشقی کردم. امشب که با هم، آنچه گذراندیم را مرور میکردیم، همه اش لذت بود، حتی سختی هایش که کم هم

برچسب: نویسنده: پرنیا بختیاری تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 14:40

تا چند ساعت دیگر جنسیتت برای ما مشخص میشود و از صمیم قلب میگویم که مهم این است که سلامت باشین تو و مادر زیبایت. هر جنسیتی در بدو تولدت باشی و هر جنسیتی را برای ادامه زندگیت انتخاب کنی من احترام میگذارم. بدان که هنوز نیامده عزیزترینی. میدانی کیستی؟ تو ثمره یک عشق زیبایی، تو نتیجه درست ترین تصمیم زندگی مایی. بگذار خودمان را برایت معرفی کنم. تو یک خواهر داری به نام تافی که قشنگترین عضو خانواده است، تافی منتظر دیدن توست که لیست بزند و نگاهت کند و با تو دوستی

برچسب: نویسنده: پرنیا بختیاری تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 14:40

صفحه بندی